آرنولد شوارتزنگر رو همه ما فقط با بدنسازی و قهرمان مستر المپیا میشناسیم اما جالبه بدونین که این اعجوبه فقط در بدنسازی به قله نرسیده بلکه بهترین مدل، تهیهکننده، کارگردان، تاجر، سرمایهگذار، نویسنده، نیکوکار، سیاستمدار، بازیگر و برنده جایزه گلدن گلوب بازیگری است.
آرنولد آلویس شوارتزنگر در ۳۰ جولای ۱۹۴۷ در روستای تال اتریش به دنیا آمد. او فرزند گوستاو شوارتزنگر و اورلیا است که هردو کلانترهای پلیس محلی بودند. خودش یه جا میگه که در سال ۱۹۶۵، در سن ۱۸ سالگی، پدرم منو مجبور کرد تا به ارتش برم و اونجا راننده تانک شدم. مشکل من این نبود که چگونه بهترین بدن ساز دنیا شوم. اما مشکل این بود که چگونه هر روز در ارتش به تمریناتم ادامه بدم. باید راهی پیدا می کردم؛ به خودم گفتم هدفم را می دانم و هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام خواهم داد. پس کارهای روزمره ای که یک ارتشی باید انجام می داد را انجام می دادم.
تفنگ ها را تمیز می کردم، به میدان تیر می رفتم، ۲۰ مایل در روز رژه می رفتم، از کوه ها و تپه ها بالا می رفتم، هر روز ۵ صبح با چکمه های سنگین باید می دویدم و زمانی که شب فرا می رسید، همه افراد از فرط خستگی بیهوش می شدند.
تو اون موقع سه ساعت تمرین می کردم، بعدش می خوابیدم و زودتر از همه از خواب بیدار می شدم و تمرینات دراز نشست، شنا و بارفیکس انجام می دادم.
نکات دیگری از زندگی قهرمانی آرنولد
آرنولد تحت نظر کورت مارنول قهرمان سابق اتریش و در باشگاهی در گراتس تمرین میکرد. او به حدی خودش را وقف بدنسازی کرده بود که آخر هفتهها وقتی باشگاه تعطیل بود به زور وارد میشد و تمرین میکرد. اگر یک جلسه تمرین را از دست میداد در آینه خودش را نگاه نمیکرد.
وقتی در باشگاه تمرین میکرد، متوجه شد بالاتنهاش به خوبی در حال پیشرفت است اما عضلات پا و ساقهایش بسیار نازک بودند. برای انگیزه بخشیدن به خودش شلوارش را تا ران کوتاه میکرد و با آن میچرخید. مردم به مردی با پاهایی شبیه پای مرغ میخندیدند اما این راهکار در نهایت جواب داد.
سال ۱۹۶۶ در رقابت Mr. Universe یکی از داوران این مسابقه به نام چارلز بنت به قدری تحت تاثیر آرنولد قرار گرفته بود که به آرنولد پیشنهاد کرد تحت نظر او تمرین کند. حتی به دلیل مشکلات مالی آرنولد او را به خانهی پرجمعیت خود برد.
سال ۱۹۶۸ به آمریکا رفت و آرزوی ۱۰ سالگیاش را تحقق بخشید. او در Gold’s Gym و تحت نظر جو وایدر تعلیم دید. سال ۱۹۷۰ و در سن ۲۳ سالگی برای اولین بار در نیویورک برندهی مسترالمپیا شد. او هفت بار دیگر نیز برندهی این عنوان شد.
در عرصه سینما نیز موفق به کسب جایزه گلدن گلوپ شد. زندگی آرنولد بازتابی از زندگی شخصیت داستانی کونان بربر است. کونان که در روستایی کوچک به دنیا آمده بود به دلیل سالها بردهداری به مردی تنومند و قوی تبدیل میشود. بعد از معروف شدن به عنوان یک گلادیاتور غرق عیش و نوش میشود. بعدها این سبک زندگی را کنار میگذارد و با فتوحات بزرگی که انجام میدهد در نهایت تاج پادشاهی را بر سر میگذارد.
آرنولد در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ با ماریا شریور ازدواج کرد که یک روزنامهنویس و خواهرزادهی جان اف کندی است. آنها چهار فرزند به نام کاترین، کریستینا، پاتریک و کریستوفر دارند.
او اولین شهروند ایالات متحده است که یک خودروی هاموی دارد. آنقدر بزرگ بود که به عنوان کامیون سنگین دستهبندی میشد. او مقدار زیادی هزینه کرد تا سوخت آن را به هیدروژن تغییر داد.
او تابعیت دوگانه اتریش و آمریکا را دارد. آرنولد در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۳ شهروند آمریکا شد. او از دولت اتریش خواست که تابعیت اتریشی را نیز حفظ کند که با آن موافقت شد.
خوشبختانه تا این تاریخ آبان 1404 ما این اسطوره رو در کنار خودمون تو این دنیا داریم و هنوز قراره کلی درسهای دیگری از زندگیش یاد بگیریم و این جای شکرگزاری زیادی داره. به امید روزی که امثال این اسطوره در کشورمون هم زیاد و زیادتر بشه مثل هادی چوپان، بهروز تابانی و ….
احترام و جایگاه آرنولد به حدی است که دولت اتریش پلاک خانه آرنولد را برای همیشه بنام این اسطوره بایگانی کرد.
کلیدهایی که از آگاهیهای این فایل میشود پیدا کرد:
- کسی که بزرگ فکر میکند به بزرگی میرسد. آرنولد میتونست در همون دهکده خودشون در نقطه امن زندگی قبلیش بمونه و قناعت کنه به کوچک بودن و بهره اندک از نعمتهای خدادادی بردن. اما وقتی جرقه بازیگری در هالیوود تو ذهنش افتاد تمام وجودش پر شد از انرژی و شور و شوق یک هدف بزرگ. وقتی لیاقت خودش رو تو بهترین جاها دید، وقتی در دل مسیر به رؤیاهاش وفادار موند و از جون و دل براش مایه گذاشت جهان هم شد بازتاب افکارش و روی بهتری بهش نشون داد و وقتی جهان قدرت خواستن آرنولد رو دید دریچه هایی رو براش باز کرد که با هیچ برنامهریزی قبلی و منطق و ذهنی نمیشد بهش رسید. جهان خودش رو به شکل تناقضی نشان داد وقتی که آرنولد برخلاف قوانین ساختگی انسانها از اردوگاه اول صبح فرار میکنه و میره برنده مسابقات میشه و بعد از برگشت فرمانده وقتی دلیل فرارشو میپرسه و میدونه چقدر این انسان متعهد و پایبند به اهداف بزرگشه مجازاتی میکنه که در اصل جواب مثبتی به رفتار آرنولد میشه یعنی جایی میفرستن که باعث خیر میشه براش یعنی تغییر شغل در آشپزخانه و تامین پروتئین کافی برای ساختن عضلات، اینجاست که مصداق الخیر فی ما وقع میشه و گر خدا خواهد عدو سبب خیر میشه و یا در ادامه در مسابقات مستریونیورس، مربی که داور مسابقات بود و وقتی تعهد آرنولد رو میبینه خودش پیشنهاد میده که مربیش بشه و ادامه راه همین میشه یه شروع قدرتمندش. همه اینها نتیجه افکار بزرگ و ایمان واقعی آرنولد هست که دنیا بازتاب افکارش میشه و هدایتش میکنه به بهترین شرایط.
- بزرگترین معجزه زندگی تو همون جایی پنهان شده که بیشتر ازش فرار میکنی و بیشتر ازش میترسی. پس اگه از یه چیزی خیلی میترسی از یاد گرفتن یه مهارتی، تغییر یه کسب و کاری که ازش لذت نمیبری و فقط بخاطر حقوق، حرف مردم، جایگاه اجتماعی و … اما ته دلت عاشق یه کسب و کار دیگه هستی، بدون زندگی چیز خاصی به تو نمیده چون تمام رفتارهای تو از موضع ضعف هست و جهان به آدمهای ضعیف چیزهای بیارزش و ضعیف میده. اگه آرنولد توجیه میکرد و بهونه میآورد مثل خیلی از انسانهای دیگه از زیر مسئولیت یادگیری زبان انگلیسی فرار میکرد مجبور بود تو همون شرایط بدش دست و پنجه نرم کنه و بسوزه و بسازه و یا خودش رو گول بزنه و توجیه کنه. اما کاری که آرنولد کرد رفت تو دل ترسهاش و معجزه ها یکی یکی اومدن تو زندگیش.
- همیشه گفتم که تمسخر شدن بهایی است که اسطورههای بزرگ جهان برای اسطوره و قهرمان شدن پرداختهاند. پس اگر در مسیر شخصی خودت تو را مسخره کردند و مدام به تو گفتند که تو فرق میکنی تو نمیتونی، توان این کار تو نیست، تو متفاوتی و قدرتش رو نداری، بدون که به بزرگترین افراد دنیا همین حرفها گفته شده اما نحوه پاسخ این افراد به گونه دیگری بوده است و همیشه از بالا به این قضیه نگاه کردهاند. یادت بادش که خود واقعی تو پاسخی است که به این رفتار و کنش دیگران نشان میدهی. پس بدون که اگر تمسخر شدی و مسخرهت کردند یعنی اینکه در مسیر قهرمانی و اسطوره شدن هستی و با قدرت ادامه بدی. اینطور به این مسئله فکر کن.
- باید همیشه و پیوسته هدف بعدی برای زندگیت داشته باشی و به قول قرآن ” فِاذا فَرَغتَ فَانصَب”؛ اگر از یک کار نیکی تمام شدی به کار نیک دیگری بپرداز و اِلی رَبِکَ فَارغَب؛ آخر سر با فراغ بال و شادکامی به منبع ازلی و قبلی خودت برگرد. در غیر این صورت، تو وسیله ای میشی تا دیگران از طریق تو به اهدافشان برسند و جهان تو را سرگرم مشکلات مسخره و روزمرهای میکند که فقط زمانت صرف حل کردن این گرهها و مشکلات پیشپا افتاده میشود.
وقتی به کلیت مسیر زندگی آرنولد نگاه میکنیم، باید از خودمان بپرسیم بزرگترین فرق آرنولد و امثال آرنولد با من و تو چیه؟ چرا افرادی مثل آرنولد با اون شرایط سخت، پدر و مادر سختگیر و سنتی، کشور معمولی، اطرافیان منفی، به این حجم از موفقیتها میرسن و خیلی از ماها نمیرسیم؟
چقدر دلیل داریم که مثل آرنولد صبحها زود از خواب بیدار بشیم و هیچ توجیه و بهانهای برای خوابیدن دوباره از خودمان قبول نکنیم؟ چقدر در انجام کارها و تمرینات جدی هستیم؟ در یک کلام، چقدر متعهد به رسیدن خود برترمان هستیم؟
در نهایت از شما میخواهیم که با صبر و حوصله برای ما جواب سوالها را بنویسید تا بتوانیم به همدیگر کمک کنیم که چگونه برخورد بهتری با این مشکلات داشته باشیم. هر چقدر توضیحات شما کاملتر و با جزئیات بیشتری باشد حرف همدیگر را بهتر درک خواهیم کرد و راهنمایی بهتری خواهیم داشت.
نکته آخر اینکه از شما میخواهیم که این فایل را برای دیگران هم ارسال کنید و انرژی مثبت و بهتری را در دنیای اطرافمان پخش کنیم و از ما نیز حمایت کنید تا بتوانیم قویتر از قبل در این مسیر قدم برداریم. منتظر دیدگاههای شما عزیزان با عشق و اشتیاق هستیم.
این محصول تا مدت محدودی رایگان است. پس در صورت نیاز آن را دانلود و در سیستم خود ذخیره نمایید.
در پناه حق سالم و سرافراز باشد.
وب سایت تخصصی ورزشی دکتر اسپورتیار
نظرات
متوسط امتیازات
جزئیات امتیازات
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.